نقش هنر سفالگری در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان کم توان ذهنی PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۱۷

اگر در روابط و مناسبات اجتماعی آدم ها ، کمی دقت کنیم . به روشنی می بینیم وقتی کسی با عقب مانده ذهنی بویژه کودکان و نوجوانان برخورد می کند نگاهش ترحم آمیز است . این شکل برخورد در جوامع سنتی نمود برجسته تری دارد . بر اساس تجارب و یافته های علمی دانشمندان و متخصصین روانشناسی بویژه روانشناسی تربیتی بخورد ترحم آمیز اگر همراه با روش های گوناگون تربیتی نباشد توان بالقوه آنها از میدان می رود . به عبارتی دیگر ترحمی که پشتوانه علمی و مادی نداشته باشد و غیر هدفمند ابزار شود نه تنها بار مثبتی نخواهد داشت بلکه سرانجام به بی تفاوتی می انجامد .

عقب افتاده های ذهنی به علت کمبود بعضی از فاکتور های مغزی و در نتیجه عدم قدرت درک پدیده های پیرامونشان ، با گردش اجتماعی ناهماهنگ هستند . همین ناهماهنگی باعث عوارض و ناهنجاری بسیاری برای خود و اجتماع می شود . شاید بیش از صد و اندی سال است که بسیاری از کشورها ، و بفکر سازماندهی و اصلاح و تربیت افراد عقب افتاده ذهنی هستند . با پیشرفته علم و صنعت و آمیختگی علم روانشناسی با تکنیک های پیشرفته ، تحولات و نوآوری های موثری برای درمان افرادعقب افتاده ذهنی بدست آمده است . روش های درمانی اینگونه آدمها به آن حدی رسیده است که متخصصین قدرت انتخاب دارند .

دیگر وضع وزندگی عقب مانده ذهنی ، ثابت و یکنواخت باقی نمی ماند . توان بالقوه آنها در حد قابل قبولی به بالفعل تبدیل می شود . ما مسلمانان به روشنی ، عمیق و گستردگی ، " آیه مبارکه لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم " را شهد هستیم . دیگر کسی به این عزیزان ، احمق و بی شعور نمی گویند . علم ثابت کرده است توان و استعداد بسیاری از این نوع آدم ها در زیر درپوش محکمی حبس و پنهان مانده است . باید به آنها کمک کرد ، تا توان بالقوه ی محبوسشان آزاد و میدان رشد و نمو بیابد . امروزه اکثر مردم به روش های تربیتی و درمانی عقب افتاده های ذهنی ، اعتماد دارند.


ناامیدی ، سرخوردگی و محدود کردن خود به قضا و قدر جای خود را به فنون نسبتاً آسان و کاربردی داده است . تکنولوژی و روش های تربیتی تست شده ، بسیاری از آن ها را به زندگی اجتماعی باز گردانده است . همانگونه که آیه مبارکه لقد خلقنا الانسان .... می فرماید ، همه انسانها به بهترین وجهی آفریده شده اند ، پس قادر به رشد و بالندگی هستند . ناتوانی آدمها در بعضی کارها دلیلی بر کمبود استعدادشان نیست ، بلکه آن بخش از ارگانیزم بدنشان بنابر عللی رشد قابل قبولی نکرده است .

اصول نظری معتبر و نتایج علمی تست شده ، قادر است بهبود و فضای مناسبی برای رشد چنین افرادی فراهم آورد .

دارویی بنام هنر

پس از سالها کار و تلاش ایثارگونه متخصصین و دانشمندان علم روانشناسی و کمک های بی دریغ دولت های مردمی و بخش خصوصی انسان دوست و متفکر ، راه کارهای زیادی برای بهبود وضع عقب افتاده های ذهنی بدست آمده است . یکی از آن را ه کارها ، هنر درمانی است . مثلاً از موسیقی ، شعر ، سفالگری ، نقاشی و هنر های دیگر ، استفاده های زیادی می شود . در سالهای اخیر ، متخصصین و معلمین موسسات و مجتمع های ویژه کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان به این مهم رسیده اند که اگر کارهای هنری ، جنبه کاربردی و استفاده عمومی داشته باشد ، مثمر ثمر تر است . منباب نمونه ، سفالگری ، نقاشی های انتزاعی و ... چنین ویژگی دارند . هنر سفالگری جدای از اینکه ذاتاً با روح آدمی سازگار است ، می تواند منبع درآمدی برای هنر جو باشد . اکثر شهروندان ایرانی ، از ظروف و تابلو های سفالی ، برای دکور منازل و محل کار خود استفاده می کنند . در این چند سالی که نگارنده در خدمت هنر جویان کم توان ذهنی هستم به نتیجه زیر رسیدیم :

1-خودباوری

هنر جویی که بر اثر تجزیه و تکرا ر قادر می شود . ظروف سفالی بسازد به صورت غیر مستقیم ، اعتماد به نفس پیدا می کند . وقتی در سطح جامعه می بیند او هم یک عنصر مفیدی تلقی می شود به خودباوری می رسد . عامل خود باوری او را با بسیاری از همنوعان خود همسازی می کند .

همانطور که می دانیم همسازی با جمع اولین اصل زندگی اجتماعی است .

هنر جوی کم توان ذهنی وقتی ارزش کار خود را در سطح جامعه در گردش مبادله دید ، و از قبل آن وجوهی دریافت کرد . آنگاه نه تنها خود را انگل و سربار خانواده نمی بیند بلکه باعث بر انگیخته شدن استعداد های نهفته اش می گردد .

2-خود شناسی

نگاه مثبت خانواده و جامعه عامل موثری است که فرد آهسته گام خود را بهتر بشناسد با مشکلات زندگی از دیدگاه برتر و غالب نگاه کند یادگیری و یا کارهایی را که بر اثری نا آگاهی بر او تحمیل شده است تشخیص دهد و شکل بهتر آن را تحمل کند چنین خود شناسی ای عامل موثری می گردد تا وظایف شخصی و اجتماعی خویش را سروسامان ببخشد . همانگونه که جامعه از او خواسته هایی دارد او هم خواسته های خود را از جامعه طلب کند . خودشناسی او را برای رسیدن به اهدافش بیش از پیش بر می انگیزد . همین تلاش ها کمبود های ارگانیک اش را پوشش می دهد . زندگی را برایش تحمل پذیر می سازد .

یکی دیگر از ویژگی های تلاش هدفمند ، تابوشکنی است ، تجربه ثابت کرده است اگر فرد کم توان ذهنی نتواندبا استعداد های به کمال رسیده اش نقاط ضعف فیزیکی خویش را پوشش دهد آن نقاط ضعف برایش تابو خواهد شد . پاشنه آشیل افراد کم توان ذهنی همین تابوها است . به قول دانشمندان علم روانشناسی تربیتی خودشناسی ، یعنی تابو شکنی .....

3-استقلال فرد در جامعه و شناخت وابستگی های ناگزیر اجتماعی

هنر های کاربردی ، عواملی هستند که به افراد کم توان ذهنی اعتماد به نفس می بخشد . فاکتور اعتماد به نفس خواهی نخواهی استقلال فردی شخص را رقم می زند .

شخص متکی به خود با خیال راحت تر به وابستگی های ناگزیر اجتماعی می اندیشد. برای بهبود مناسبات اجتماعی ، کوشش می کند و از ناهنجاری ها دوری می گزیند . در عمل به مفهوم رقابت می رسد و می فهمد رقابت سالم است که او را بسوی وابستگی های اجتماعی پیش می برد . در عمل برایش ثابت می شود اگر رقابت در چهار چوب معیار های قابل قبول جامعه باشد بسیار جذاب و دوست داشتنی است . همانگونه که تجزبه ثابت کرده است وابستگی های سالم اجتماعی گرایش به ادامه زندگی را افزایش می دهد .

ویژگی منحصر به فرد علاقه و تعلق خاطر به زندگی ، مرز بین عمل خوب و بد را روشن تر می نمایاند . دانشمندان بر اساس آزمایش های تست شده مدعی هستند شناخت خوب از بد عامل موثری است برای کنترل انسانها نگارنده بارها شاهد بوده است افراد کم توان ذهنی که خوب و بد را درک می کنند راحت تر در اجتماع پذیرفته می شوند .

2-شخصیت سازی هنر های حجمی هنر های حجمی چون قابل لمس و دید است ، برای هنرجو یکنوع حرکت مداوم و هدفمند تلقی شود . تجربه ثابت کرده است در بسیاری موارد اهداف قابل دید به هنرجو کم توان ذهنی هویت می بخشد . علتش شاید این باشد که با حداقل کاربرد واژگان قادر می شود .

توانایی های خود را به دیگران نشان دهد . به نظر بسیاری از متخصصین علم روانشناسی نمود عینی استعداد و توانایی فرد به جامعه ، شخصیت ساز است .

هنر سفالگری که یکی از هنر های حجمی و قابل انعطاف می باشد .در این راستا در حد قابل قبولی مثمر ثمر است . بعضی از روانشناسان توحیدی بر این باورند که از نظر روحی بوی گِل رُس تعادل آفرین است . آنها می گویند این مهم به منشا آدمیان بر می گردد . خداوند صریحاً در قرآن و کتب آسمانی دیگر فرموده است من شما را از گِل آفریدم .....

نگارنده چون سالهاست به هنر سفالگری اشتغال دارد به صحت این ادعا اذعان می کند . هنگام کار ، همواره در سیمای هنر جویانم ، یک نوع لبخند رضایتمندانه می بینیم .

حرکاتشان موزون تر و صبر بردباریشان امیدوار کننده است . اکثرشان مایل هستند در رابطه با کاری که انجام می دهند مورد تحسین و تمجید قرار گیرند . متخصصین می گویند درک چنین نیازی باعث می گیرند تا افراد آهسته گام ارتباط با جامعه را مفید تشخیص دهند . اگر مدعی شویم هنر سفالگری مربی و استاد بی صدا است ، شاید گزاف نگفته باشیم .

منباب نمونه در این مجتمع نظرات ایشان و دانشمندان برجسته دنیا به شکل تئوری و علمی آموزش داده می شود . استادان این مجتمع بسیاری از تئوری های امتحان شده داخلی و خارجی را به شکل مداوم و قدم و بقدم تدریس و عملاً در کلاس درس و کارگاه ها اجرا می کنند . همانگونه که می دانیم صبر و حوصله و بردباری اصل اول آموزش این گونه مجتمع هاست .

استادان مجتمع توانبخشی کم توان ذهنی مشهد در این باب الحق که سنگ تمام گذاشته اند . الگوی فرهنگ ارتباط با دانش آموزان و هنر جویان مجتمع مشهد فرهنگ بالنده و انسان دوست اسلام ناب محمدی است . کادر آموزشی و خدماتی و سایر دست اندرکاران این مجتمع اجر و مزد خود را فقط از خدای مهربان می خواهند . اگر انگیزه غیر از این باشد تاب و توان هر انسان صبوری تمام می شود .

لذت آموزش دادن به شهروندان کم توان ذهنی یافتن راهکارهای چگونه سازگار کردن کم توان ذهنی است ، شاید اشاره کوچکی به یک واقعیت بزرگ کرده باشیم . بر این باورم و واقعیت های جاری هم چنین اجاره می دهد که بگویم ، استادافروز و بسیاری ار استادان روانشناس و دلسوز ایرانی در این راستا تلاش های بی وقفه ای انجام داده و میدهند . شاید بد نباشد شهروندان خیر و نیکوکار ایرانی بدانند در این مجتمع دانش آموزان و هنر جویان کم توان ذهنی حول نه محور کلی آموزش می دهند :

1-سواد آموزی

2-کمک به رشد ذهنی و جسمی آنها

3-آشنایی و آموزش حرفه ای گوناگون (البته حرفه هایی که با شرائط جسمی و ذهنی شان متناسب باشند . )

4-آموزش و آشنایی با مناسبات و روابط اقتصادی متناسب با حرفه و فنی که فرا می گیرند . و برانگیختن لیاقت و توانایی آنها برای کسب درآمد .

5-آموزش تئوری و عملی سازگار سازی با اجتماع این محور کاری ، بسیار ظریف ، دقیق و غیر مستقیم به اجرا در می آید . تقریباً کلیه محورهای آموزشی ، تقویت کننده این محور می باشند .بحث در این بسیار طولانی و جای گشودنش اینجا نیست .

6-تلقین و اثبات غیر مستقیم به کم توان ذهنی مبنی بر اینکه بیمار نیستند .

7-آشنایی و آموزش علمی غیر مستقیم برای شناخت معیارهای خوب و بد جامعه .

8-تمرکز غیر مستقیم روی کمبود های ذهنی و جسمی آن ها و بکار بردن روش های کابردی جهت تقویت و رشد توانایی های بالقوه شان .

9-ارتباط دائم با خانواده ها و بی تفاوتی زدایی از ذهن آنها در قبال سرنوشت فرزندانشان .

قابل یاداوری است که هر یک از محورهای فوق زیر مجموعه ای از برنامه های گوناگون علمی و کابردی دارد.

در کلاس سفال هنرستان دکتر فاطمه هادوی مشهد

الف- ارزشیابی

جریان آموزش در این کلاس ها تفاوت زیادی با کلاس های عادی دارد . در این کلاس ها شناخت توانایی های بالقوه و بالفعل دانش آموزان و ارزش گذاری آنها شرط اساسی گام های اولیه است . برنامه های تربیتی بدون ارزشیابی تقریباً هیچ گونه کارآیی ندارد . تجربه نشان داده است برنامه ها زمانی مفید واقع می شود که متناسب با توانایی ها و کمبود های جسمی و ذهنی آنها تنظیم شده باشد در غیر این صورت بهترین برنامه های علمی تربیتی نه تنها فضای مناسب آموزشی فراهم نمی کند بلکه باعث سردرگمی دانش آموزان می شود . چنین فضایی روی استادان هم تاثیر منفی می گذارد .

برنامه ریزی برای کلاس های کم توان ذهنی به مراتب مشکل تر از کلاس ها ی عادی است . یکپارچه نبودن عناصر انسانی این کلاس ها ظرافت علمی خاصی را می طلبد . هنگامی که وارد کلاس می شوی عملاً می بینی با یک صفحه شطرنجی طرف هستی که هر یک از مهره های آن حرکات ویژه ای را انجام می دهند . اگر این مهره ها قبلاً با دقت ارزیابی نشده باشند ، صحرای محشری بر پا می شود . متخصصین توصیه کرده اند شناخت قدرت و ضعف کم توان ذهنی باید در بطن ارزشیابی ، طبقه بندی شوند .

در این مجتمع مشهد ، علاوه بر یاری و کمک از والدین دانش آموزان در کلاسهای تفریحی و مقدماتی تاحدودی ، نقاط قوت و ضعف ذهنی و پراتیکی آنها شناسایی و بر همین اساس و رعایت بعضی مسائل دیگر ، کارها طراحی و اجرا می گردد .

ب-سازش

سازش با محیط آموزشی خانواده و اجتماع ، یکی از برنامه های ظریف غیر مستقیم مجتمع است . اصلاح رفتار و کردار کم توان ذهنی ، صبر و حوصله بسیار می طلبد . الحق استادان این مجتمع صبر ایوب دارند . بویژه که در چنین فضایی شکست از موفقیت بیشتر است . نوسانات آموزشی به گونه ای است که بدون بردباری هر انسان عجولی را مستاصل می سازد . مجتمع مشهد تکیه اش بر توصیه های الهی و ائمه اطهار و توانایی های بالقوه دانش آموزان است و گرنه بدون تعارف باید کار را رها کرد . تجارب نگارنده نشان داده است که اگر بر روی یک یا چند تا از توانایی های بالقوه فرد کم توان ذهنی متمرکز و برجسته نمایی شود توانایی های دیگر او بیدار می شود . ما همواره مترصد نمود . گاه بگاه بعضی از توانایی های فرد کم توان ذهنی هستسم ، ت با ظرافت های علمی آن را به مسیر دائمی هدایت کنیم .

آشنایی با بازار کار

1-درک انتخاب کار

مجتمع خانه رویش و هنرستان دکتر فاطمه هادوی مشهد ، پیش از آشنایی با بازار کار ،درک انتخاب را به دانش آموزان آموزش می دهد . در آغاز آنها را نسبت به توانایی هایشان آگاه می سازد . آگاه سازی اگر بصورت علمی صورت گیرد فرد راحت تر آنرا می پذیرد . مثلاً دانش آموزی که لرزش دست دارد هر چند هم به نقاشی یا خیاطی علاقمند باشد ، تا عملاً نبیند که قادر به انجام این گونه کارها نیست به سختی آن را می پذیرد. مجتمع، وسائل و امکانات انواع کارها را فراهم کرده و دانش آموز ثابت می شود که قادر به انجام کدام کار است . بدین طریق اگر کسی در انتخاب حرفه آینده خود اصرار بیجا کرد به شیوه کاربردی بسیار ملایم و غیر مستقیم ، به او فهمانده می شود انتخابش با شرائط جسمی و روحی او مناسب نیست . فرد یا افراد مورد بحث ضمن واقعیت زندگی خود را می پذیرد می آموزد که بر روی ضعف های خود تاکید نکند . استاد مربوطه بشکل غیر مستقیم و پراتیکی به آنها نشان می دهد که نقاط ضعف اش آنقدر اهمیت ندارند که دیگر توانایی های بالقوه اش را تحت شعاع قرار دهند . اساتید این مجتمع به عمد استعداد های بالقوه شان را برجسته نمایی می کنند . و ....

پس از آموزش تئوری علمی درک انتخاب دانش آموزان را بتدریج و با صبر و حوصله بسیار با واقعیتهای زندگی فردی و اجتماعی و در جوار آن بازار کار ، آشنا می سازنند . این برنامه بشکل سیال و دائمی آموزش داده می شود .

همانگونه که می دانیم بازار کار معیارهایی دارد که آشنایی با آن ها ضروری است . از آن جایی که شهروندان کم توان ذهنی از این معیارها فاصله دارند ، آموزش تئوری و علمی آن صد درصد لازم می باشد .

2-زبان بازار کار

بطور کلی به دو بخش عمده تقسیم می شود .

الف- بازار کار بخش دولتی

ب- بازار کار بخش خصوصی

هر یک از این دو بخش ، زبان و ویژگیهای خود را دارد .

الف – در بازار کار دولتی

آداب دانی ، گویش آنکادر شده کلیشه ای ظاهر سازی ، عملکرد سلسله مراتبی ،نظم و ترتیب ظاهری ، موقعیت شناسی ، انضباط فردی و ده ها رفتار و کردار دیگری که در این مختصر نمی گنجد .

در این بخش ، زبان کاری یکی از شروط موقعیت و پیشرفت است . دواطلبین آهسته گامی که توانایی کار در این بخش را دارند ، علی رغم ملاحضه و ارفاق دولت باید به زبان آن آشنا باشند .

در این رابطه نکته ای که قابل یادآوری است ، این است که اگر چه زبان بازار کار در ایران بصورت رسمی تدوین و اعلام نشده است ، ولی در عالم واقعیت این زبان ساری و جاری است .

ب – زبان بازار کار خصوصی

به طور کلی این بخش به دو قسمت تقسیم می شود :

1 – شرکت ها و کارخانه ها و کارگاههای خصوصی

2 – بازار

1-در شرکتها و کارخانه های خصوصی زبان آنکادر شده و رفتار و برخورد تمرین شده زمانی رعایت می شود که سودی در میان باشد و گرنه زبان واقعی این بخش حق به جانب متکبرانه و بخصوص آمرانه است . در این بخش زبر دست باید بیاموزد که همیشه حق را به فرادست بدهد وگرنه در جا خواهد زد . یا کارش را از دست می دهد و یا به حاشیه رانده می شود .

زبان این بخش در بسیاری موارد مفاهیم مالی و اجتماعی را به گونه ای دیگر معنی و تفسیر می کند . زبان ظاهر سازی و برجسته نمایی موفقعیت ها رکن اساسی این بخش است .

شهروند کم توان ذهنی به دو علت کمبود های ارگانیکی که دارد باید زبان این بخش را بارها و بارها ، تمرین کند .

2 – زبان بازار :

زبان بازار ترکیبی است از قالب و محتوای متضاد . لحن گرم و جذاب این زبان به شکل یاست که قادر است خرگوش را فیل و فیل را خرگوش جلوه دهد . در پس واژگان مغناطیسی و انسان پسند بازار ، فقط در فقط سود پنهان است . دلسوزی و راهنمایی ، دروغ های شاخ داری است که همزاد این زبان به حساب می آید .

یکی دیگر از ویژگیهای این زبان ، حرافی و زیاده گویی است . کارگر کم حرف در بازار طرفی نمی بندد.

تجربه ثابت کرده است برای شهروند کم توان ذهنی کار کردن در بازار بسیار مشکل است .

مجتمع و خانه رویش دکتر فاطمه هادوی مشهد بیشتر روی حرفه هایی متمرکز است که جنبه سفارشی دارد مانند گلدوزی، خیاطی ، سفالگری و شیرینی پزی

اساتید این مجتمع خوب می دانند آشنایی با زبان تودرتو و پیچیده بازار کار ساده ای نیست .

مفاهیم دیگر بازار کار

علاوه بر زبان بازار کار مفاهیمی در این زمینه وجود دارد که دانستن شان لازم است . منباب نمونه فهم ارزشهای عددی و پولی ، تقویم صورت حساب چک و وقت شناسی یا درک زمان از عناوینی است که باید کم توان ذهنی بدانند . در کنار این مفاهیم خودیاری و دیگر را باید عملاً تجربه کنند .

همانگونه که از مطالب فوق بر می آید همه اینکار ها برای عادی سازی زندگی ویژه ی کم توان ذهنی می باشد . تئوری عادی سازی که توسط نیرجی ( Nirje ) در سال 1969 میلادی مورد راستی آزمایی قرار گرفته است ، طرفداران بسیاری دارد . در این مجتمع کم توان ذهنی مشهد این تئوری را مورد آزمایش علمی قرار داده و تا حدودی از آن راضی است . براساس این تئوری تلاش می شود مفاهیم طبیعی تجربه شود . الگوهای ساده تر مفاهیم طبیعی زندگی به گونه ای انتخاب می شود تا بتوان حتی الامکان به آنها نشان داد .

مشکل اسای استاتید و مربیان دست اندرکار این امر خداپسندانه این است که برای معیارهای اخلاقی مورد قبول زندگی طبیعی جامعه الگوهای عینی به سختی بدست می آید . برای همه ما ثابت شده است ، اگر مفاهیم را به شکل الگوهای قابل دید و تجزبه ، به کم توان ذهنی قابل دید و تجربه به کم توان ذهنی آموزش دهیم . کابرد و جذبش بسیار موثرتر از واژگان صرف است . تئوری عادی سازی نیرجی ، مدعی است ، مفاهیم بسیاری از زندگی طبیعی را می توان الگوسازی و به شکل عینی و تجربی آموزش داد و تکرارکرد . بد نیست برخی از این مفاهیم را از کتاب آموزش و درمان معلولین ، نوشته دکتر ها ( ماروین روزن – جرالد کلارک – مارتین کیوتز ) و به ترجمه » دکتر سید اکبر میر حسینی و با همکاری رضا اکبری ) ، در اینجا بیاوریم :

«1- نظم خواب روزانه

2- غذا و لباس

3- جریان عادی فعالیتهای زندگی در مدرسه یا محل کار و اوقات فراغت

4- نظم عادی تعطیلات سالانه

5- مرخصی ها ، روزانه خصوصی

6- رشد تجربیات عادی ساخته شده توسط چند بزرگسال که در زندگی خود ثابت قدم بوده اند

7- فرصت برای تاثیر متقابل با دوستان

8- فرصت بیان تمایلات و علائق خویش در شکل دادن به زندگی و تصمیم گیری های خود

9- فرصت رشد جنس طبیعی و شرکت در دنیای دو جنسی

10- آگاهیهای مالی و استفاده از معیار های اقتصادی متداول

11- به کاربردن معیارهای عادی در اندازه

12- ساختار و مکان و استفاده از این توانائیها برای داخل شدن به زندگی معمولی جامعه . »

نویسندگان کتاب فوق که هر یک در زمینه روانشناسی تربیتی ، وزنه وزینی در سطح جهان محسوب می شوند . در ادامه این بحث می گویند : « این جنبه های مختلف زندگی طبیعی توسط طرفداران عادی سازی به عنوان حداقل شرایط لازم برای رشد احترام به نفس صحیح و احساس هویت شخصی تصور می گردد . »

تئوری عادی سازی اگر چه طرفداران زیادی دارد مخالفان پروپا قرصی هم دارد .

تا آن جایی که امکانات به نگارنده اجازه داده است با مطالعه آرای مخالفان این تئوری ،به این نتیجه ریسیده ام که دلائل و براهین آن ها ، پایگاه محکم و دقیقی ندارد . حقیر جسارتاً از کنار استعداد های آنها گذشته و به اظهارات « روزن و کیوتیز » می پردازد . آنها در این رابطه چنین گفته اند : « اصل عادی نمودن با پذیرش رفتار تعدیلی به عنوان معیار فعالیت عقب افتادگان ذهنی را در حد امکان منعکس می نماید ، رفتار تعدیلی به عنوان معیارهای برای چگونگی تطابق فرد عقب افتاده ذهنی با شرایط جامعه برای کسب مسئولیت شخص و استقلال معرفی گردیده است .

مفهوم عادی ساختن یک اصل اخلاقی ، قانونی و انسانی می باشد . میل به ارائه کلیه حقوق قانونی و انسانی معلولین ذهنی را منعکس می نماید . این موضوع اعتقاد یا دست کم امید است که عادی سازی شرایط محیطی که عقب افتادگان ذهنی با آن روبرو هستند از نظر رششد و پیشرفت شخصی آنها انعکاس مهمتری خواهد داشت و آنها را « طبیعی تر » خواهد ساخت . بسیاری از دانشمندان روانشناس خاطر نشان می سازنند که تنها توجه به عقب افتاده ذهنی به عنوان افراد هرگز نمی تواند بدون تغییر بافت جامعه ای که در آن فعالیت می کنند موفق باشد . »

همانگونه که می دانیم این اظهار نظر ممکن است برای جوامع سکولار و غیر دینی ، مصداق داشته باشد ولی برای جوامع دینی ، بویژه جامعه ایران که تار و پودش آمیخته به فرهنگ و باورهای الهی شیعه اثنی عشری است ، جایگاه داشته باشد . همین فاکتور بالنده الهی بسیاری از مشکلات را از پیش پای کم توان ذهنی بر می دارد . ترحم آگاهانه فرهنگ ایران اسلامی همچون جویباری فیاض ، همواره جاری و همیشگی است . آموزه های دینی ، هیچگاه به امت اسلامی اجازه نمی دهد در قبال همنوعان دینی و غیر دینی خود بی تفاوت باشد . بلکه بالعکس ، فرهنگ غالب بر جامعه ایرانی آمیزه ای از عاطفه و علم روز است . شهروند ایرانی کمک به همنوع خود را یک وظیفه الهی تلقی می کند و پاداش را از خدا می خواهد . خوشبختانه بیست و هفت سال است که بازار کار ایران در چنین زمینه زیبایی به سیر تکاملی خود ادامه می دهد . اگر ناهنجاری هایی هم وجود دارد مربوط به دوران گذشته است . مادر سطح جامعه خود کم توان ذهنی بسیاری را می بینیم که به کارهای آبرومندانه و درآمدزا مشغول هستند وزارتخانه ها و دوایر دولتی در این راستا ردیف خاصی از بودجه خود را اختصاص داده اند . ارفاق و چشم پوشی از بعضی کاستی های کم توان ذهنی همواره توصیه و ترویج می شود .

مجتمع خانه رویش و هنرستان دکتر فاطمه هادوی

رفعت غیور سال 1389

آخرین به روز رسانی در جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۱۸
 
جوملا نرم افزار آزاد تحت مجوز GNU/GPL نسخه 2.0
جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا
حامی پروژه ملی جوملا فارسی شرکت نوید ایرانیان